درباره وبلاگ آقا جون یعنی میشه منم یه روز ببینمت؟ منو اصلي صفحه نخست پست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازي ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه مند يها نوشته هاي پيشين هفته چهارم مهر 1388هفته سوم اردیبهشت 1388هفته چهارم فروردین 1388هفته سوم اسفند 1387هفته دوم بهمن 1387هفته چهارم آبان 1387هفته چهارم مرداد 1387هفته سوم مرداد 1387هفته چهارم تیر 1387هفته چهارم اردیبهشت 1387هفته سوم اردیبهشت 1387هفته سوم فروردین 1387هفته چهارم دی 1386هفته دوم دی 1386هفته اوّل آذر 1386هفته اوّل آبان 1386هفته سوم مهر 1386هفته دوم مهر 1386هفته اوّل مهر 1386هفته چهارم شهریور 1386هفته سوم شهریور 1386هفته چهارم مرداد 1386هفته سوم مرداد 1386هفته دوم مرداد 1386 آرشيو موضوعي یا فاطمه تبریک راز دل... یاد یاران سفر کرده به خیر عجب دنیایی... واقعا آب حیات کجاست؟ چند خطی برای امام زمانم تسلیت گفته ها و نشنیده ها من کیم؟ محبوب کیه؟ من به تنهايی خود می مانم روز مادر گرامی باد پوزش می خواهم مادران شهدا خوشا به حالتون به نظر شما یه جوون خوب کیه؟ و اما بم ، هنوزدرحزن واندوه زنده است... پيوندها .:: قالب ساز ::. .:: اخرالزمان ومهدويت ::. سایت ایران دل عشق است شهادت سبکبالان خرامیدند و رفتند... بروبچه های باحال جهادی دانشگاه يزد ابوالفضل جون موعود امام مهدی (عج) سایت هواشناسی پخش مستقیم از حرم امام حسین(ع) دانلود نرم افزار دانلود مداحی ، مناجات،مرثیه،سخنرانی مطالب پزشکی سایت لینکستان: دانلود نرم افزار... کانون قرآن و عترت دانشگاه یزد دانلود مولودی،نوحه... لبیک یا حسین مظلوم(ع) سلام علي آل ياسين ميثاقنامههاي آسماني را زير پا نگذاريم امروزه وكيل منتظر اللهم عجل لولیک الفرج منتظران آسمان خاكي گروه منتظران مهدي(عج)دانشگاه يزد شقایق کویر زرند امکانات وبلاگ وبلاگ نابینایان... نشریه زیگزاگ برای وبلاگ نویسان لوگوي دوستان آمار با معرفت ها افراد آنلاين: تعداد بازديدها: امکانات . ایام شهادت جانسوز حضرت زهرا(س) بر عاشقانش تسلیت باد بر حاشیه ی برگـــــــــــ شــــقایق بنویسید گـــــــــــل تاب فـشار در و دیــــــــوار نـدارد ای بپا کننده ی آتش بر در خانه ی فاطمه علیهالسلام؛ آهسته تر فریاد بزن! می دانی پشت این در چه کسی آمده است؟!جمعیتی که همراه آورده ای باعث وحشت بانویی می شود که محسن علیه السلام همراه اوست! به همراهانت بگو ساکت باشند که ناموس خدا درخانه است و عزیزان پیغمبر کنار اویند!!!!!!هیزم آورده اید! اینجا کجاست؟ چرا آنها را کنار دیوار خانه می چینید؟سکوت علی علیه السلام اینچنین غضب شما را بر افروخته است! شعله های سوزان قلب سوخته ی علی و زهرا علیهمالسلام - که در این خانه اند - برای گدازشان کم بود، که از بیرون نیز آتش می افروزید؟! . . . نکند این فاطمه علیهالسلام است که پشت در امده؟آه خدای من،محسن همره اوست!!!!خداکند فاطمه علیهاسلام نباشد.کاش صدایش را از پشت در بلند کند تا مهاجمان مراعات کنند،و حرمت ناوش و حرمت بانوی باردار و حرمت فرزند او را در نظر بگیرند.اگر بدانند چه کسی پشت در آمده حتماًباز می گردند!!!!! . . . و صدایشان را پایین می آورند!! . . . و آتش را خاموش می کند!!! و اما آنچه به علی (ع) وصیت کرد: از جمله کرامات فاطمه (ع) که محدثین شیعه و اهل سنت روایت کردهاند این است که وی از مرگ خود خبر داد و روز و وقت آن را تعیین کرد چنانکه در روایات پیش از این نیز گذشت و در حدیثی است که وقتی به علی (ع) گفت: هنگام مرگ من رسیده! علی (ع) فرمود: ای دختر پیغمبر با اینکه وحی از ما قطع شده این خبر را از کجا دانستی؟فاطمه پاسخ داد، هم اکنون خواب مختصری مرا فرا گرفت و رسول خدا (ص) را دیدم که به من فرمود: امشب نزد ما خواهی بود و من میدانم که او راست گفته و امروز روز آخر عمر من است. (11)و در روایتی است که پس از آن به علی (ع) گفت: چیزهایی در دل دارم که میخواهم آنها را به تو وصیت کنم!علی (ع) فرمود: ای دختر رسول خدا هر چه میخواهی بگو!در این وقت علی (ع) کسانی را که در اتاق بودند بیرون کرد و نزدیک سر فاطمه (ع) نشست، آن گاه فاطمه به سخن آمده گفت:ای پسر عمو هیچ گاه مرا دروغگو و خیانتکار ندیدی، و از وقتی با تو معاشرت داشتهام نافرمانی تو را نکردهام!علی (ع) در پاسخ او فرمود:«معاذ الله انت اعلم بالله و ابر و اتقی و اکرم و اشد خوفا من الله من ان اوبخک بمخالفتی، قد عز علی مفارقتک و تفقدک الا انه امر لا بد منه...»[پناه بر خدا! تو داناتر و نیکوکارتر و پرهیزکارتر و بزرگوارتر و نسبتبه خدای تعالی بیمناکتر از آنی که من بخواهم تو را در مورد مخالفت و نافرمانی خود سرزنش کنم، و براستی مفارقت و دوری تو بر من بسیار ناگوار است جز آنکه چارهای از آن نیست...]آن گاه سخنان خود را ادامه داده فرمود:به خدا مصیبت رحلت رسول خدا (ص) را برای من تجدید کردی و مرگ و فقدان تو بر من بسیار بزرگ است.«فانا لله و انا الیه راجعون» !آه! که چه مصیبت دردناک و جانسوز و غم انگیزی است! مصیبتی که به خدا سوگند جبران پذیر نخواهد بود!دنباله حدیث این گونه است که در اینجا هر دو گریان شده و لختی گریستند آن گاه علی (ع) سر فاطمه را برداشته به سینه چسبانید و بدو فرمود: هر وصیتی داری بنما که من آن را انجام خواهم داد.فاطمه عرض کرد: خدایت پاداش نیک دهد ای پسر عموی رسول خدا، نخستین وصیت من آن است که پس از من «امامه» دختر خواهرم را به ازدواج خویش در آوری چون او نسبتبه فرزندان من همانند خودم مهربان است، و مردان نیز ناچارند همسری از زنان داشته باشند.و از جمله عرض کرد: وصیت دیگر من آن است که احدی از این مردم که به من ستم کرده و حق مرا گرفتند در تشییع جنازه من و دیگر مراسم آن حاضر نشوند زیرا اینان دشمن من و دشمن رسول خدا هستند، و مبادا بگذاری یکی از آنها و یا پیروان آنها بر جنازهام نماز بگذارند...مرا شب هنگام در آن وقتی که دیدهها همگی خواب رفتهاند دفن کن (12) ؟ و در نقلی هم آمده که فاطمه (ع) وصایای خود را در رقعهای نوشته و زیر سرش نهاده بود و چون از دنیا رفت، علی (ع) آن رقعه را بیرون آورد و جملات زیر را در آن مشاهده کرد:«بسم الله الرحمن الرحیم، هذا ما اوصتبه فاطمة بنت رسول الله، اوصت و هی تشهد ان لا اله الا الله، و ان محمدا عبده و رسوله، و ان الجنة حق و النار حق، و ان الساعة آتیة لا ریب فیها، و ان الله یبعث من فی القبور.«یا علی انا فاطمة بنت محمد زوجنی الله منک لاکون لک فی الدنیا و الآخرة، انت اولی بی من غیری، حنطنی و غسلنی و کفنی باللیل، و صل علی و ادفنی باللیل و لا تعلم احدا، و استودعک الله و اقرء علی ولدی السلام الی یوم القیامة» (13).[به نام خدای بخشاینده و مهربان، این است آنچه دختر رسول خدا بدان وصیت میکند، و این وصیت را در حالی میکند که گواهی میدهد معبودی جز خدای یکتا نیست، و گواهی میدهد محمد بنده و رسول اوست، و گواهی میدهد که بهشتحق است، و جهنم حق است، و قیامتخواهد آمد و هیچ گونه شکی در آن نیست، و گواهی میدهد که خدای تعالی هر کس را که در گورهاست مبعوث و زنده خواهد کرد. ای علی منم فاطمه دختر محمد که خدای تعالی مرا به ازدواج تو در آورد تا در دنیا و آخرت از آن تو باشم، و تو در انجام کارهای من سزاوارتر از دیگران هستی! کار حنوط و غسل و کفن مرا در شب انجام ده، و بر من نماز بخوان و شبانه مرا دفن کن، و کسی را خبر نکن، تو را به خدا میسپارم، و بر فرزندان خود تا روز قیامتسلام میرسانم (14)! ] در نقلی که از مجالس مفید و امالی شیخ رحمة الله علیهما آمده در حدیثی از امام حسین روایتشده چنین است که چون فاطمه دختر رسول خدا (ص) بیمار شد به علی وصیت کرد که وضع حال او را پنهان دارد، و حتی از بیماری او کسی را با خبر نکند، و علی (ع) نیز این کار را کرد، و خودش شخصا پرستاری فاطمه (ع) را به عهده گرفت، و احیانا اسماء بنت عمیس نیز او را کمک میداد، آن هم به طور پنهانی، و چون هنگام وفات و رحلت او شد به علی (ع) وصیت کرد کارهای پس از مرگ او را خود انجام دهد، و شبانه او را دفن کند و جای قبر او را نیز پنهان و مخفی کند که اثری از قبر او معلوم نباشد (15). |لينك مطلب| نوشته شده در 87/02/30 ساعت 17:2 توسط شهید ماشاالله قلی زاده-کربلای5,شلمچه-- |
درباره وبلاگ
آقا جون یعنی میشه منم یه روز ببینمت؟
منو اصلي
صفحه نخست
آرشيو موضوعي
یا فاطمه تبریک راز دل... یاد یاران سفر کرده به خیر عجب دنیایی... واقعا آب حیات کجاست؟ چند خطی برای امام زمانم تسلیت گفته ها و نشنیده ها من کیم؟ محبوب کیه؟ من به تنهايی خود می مانم روز مادر گرامی باد پوزش می خواهم مادران شهدا خوشا به حالتون به نظر شما یه جوون خوب کیه؟ و اما بم ، هنوزدرحزن واندوه زنده است...
پيوندها
.:: قالب ساز ::.
.:: اخرالزمان ومهدويت ::.
سایت ایران دل عشق است شهادت سبکبالان خرامیدند و رفتند... بروبچه های باحال جهادی دانشگاه يزد ابوالفضل جون موعود امام مهدی (عج) سایت هواشناسی پخش مستقیم از حرم امام حسین(ع) دانلود نرم افزار دانلود مداحی ، مناجات،مرثیه،سخنرانی مطالب پزشکی سایت لینکستان: دانلود نرم افزار... کانون قرآن و عترت دانشگاه یزد دانلود مولودی،نوحه... لبیک یا حسین مظلوم(ع) سلام علي آل ياسين ميثاقنامههاي آسماني را زير پا نگذاريم امروزه وكيل منتظر اللهم عجل لولیک الفرج منتظران آسمان خاكي گروه منتظران مهدي(عج)دانشگاه يزد شقایق کویر زرند امکانات وبلاگ وبلاگ نابینایان... نشریه زیگزاگ برای وبلاگ نویسان
لوگوي دوستان
آمار با معرفت ها
افراد آنلاين: تعداد بازديدها:
امکانات
بر حاشیه ی برگـــــــــــ شــــقایق بنویسید گـــــــــــل تاب فـشار در و دیــــــــوار نـدارد ای بپا کننده ی آتش بر در خانه ی فاطمه علیهالسلام؛ آهسته تر فریاد بزن! می دانی پشت این در چه کسی آمده است؟!جمعیتی که همراه آورده ای باعث وحشت بانویی می شود که محسن علیه السلام همراه اوست! به همراهانت بگو ساکت باشند که ناموس خدا درخانه است و عزیزان پیغمبر کنار اویند!!!!!!هیزم آورده اید! اینجا کجاست؟ چرا آنها را کنار دیوار خانه می چینید؟سکوت علی علیه السلام اینچنین غضب شما را بر افروخته است! شعله های سوزان قلب سوخته ی علی و زهرا علیهمالسلام - که در این خانه اند - برای گدازشان کم بود، که از بیرون نیز آتش می افروزید؟! . . . نکند این فاطمه علیهالسلام است که پشت در امده؟آه خدای من،محسن همره اوست!!!!خداکند فاطمه علیهاسلام نباشد.کاش صدایش را از پشت در بلند کند تا مهاجمان مراعات کنند،و حرمت ناوش و حرمت بانوی باردار و حرمت فرزند او را در نظر بگیرند.اگر بدانند چه کسی پشت در آمده حتماًباز می گردند!!!!! . . . و صدایشان را پایین می آورند!! . . . و آتش را خاموش می کند!!! و اما آنچه به علی (ع) وصیت کرد: از جمله کرامات فاطمه (ع) که محدثین شیعه و اهل سنت روایت کردهاند این است که وی از مرگ خود خبر داد و روز و وقت آن را تعیین کرد چنانکه در روایات پیش از این نیز گذشت و در حدیثی است که وقتی به علی (ع) گفت: هنگام مرگ من رسیده! علی (ع) فرمود: ای دختر پیغمبر با اینکه وحی از ما قطع شده این خبر را از کجا دانستی؟فاطمه پاسخ داد، هم اکنون خواب مختصری مرا فرا گرفت و رسول خدا (ص) را دیدم که به من فرمود: امشب نزد ما خواهی بود و من میدانم که او راست گفته و امروز روز آخر عمر من است. (11)و در روایتی است که پس از آن به علی (ع) گفت: چیزهایی در دل دارم که میخواهم آنها را به تو وصیت کنم!علی (ع) فرمود: ای دختر رسول خدا هر چه میخواهی بگو!در این وقت علی (ع) کسانی را که در اتاق بودند بیرون کرد و نزدیک سر فاطمه (ع) نشست، آن گاه فاطمه به سخن آمده گفت:ای پسر عمو هیچ گاه مرا دروغگو و خیانتکار ندیدی، و از وقتی با تو معاشرت داشتهام نافرمانی تو را نکردهام!علی (ع) در پاسخ او فرمود:«معاذ الله انت اعلم بالله و ابر و اتقی و اکرم و اشد خوفا من الله من ان اوبخک بمخالفتی، قد عز علی مفارقتک و تفقدک الا انه امر لا بد منه...»[پناه بر خدا! تو داناتر و نیکوکارتر و پرهیزکارتر و بزرگوارتر و نسبتبه خدای تعالی بیمناکتر از آنی که من بخواهم تو را در مورد مخالفت و نافرمانی خود سرزنش کنم، و براستی مفارقت و دوری تو بر من بسیار ناگوار است جز آنکه چارهای از آن نیست...]آن گاه سخنان خود را ادامه داده فرمود:به خدا مصیبت رحلت رسول خدا (ص) را برای من تجدید کردی و مرگ و فقدان تو بر من بسیار بزرگ است.«فانا لله و انا الیه راجعون» !آه! که چه مصیبت دردناک و جانسوز و غم انگیزی است! مصیبتی که به خدا سوگند جبران پذیر نخواهد بود!دنباله حدیث این گونه است که در اینجا هر دو گریان شده و لختی گریستند آن گاه علی (ع) سر فاطمه را برداشته به سینه چسبانید و بدو فرمود: هر وصیتی داری بنما که من آن را انجام خواهم داد.فاطمه عرض کرد: خدایت پاداش نیک دهد ای پسر عموی رسول خدا، نخستین وصیت من آن است که پس از من «امامه» دختر خواهرم را به ازدواج خویش در آوری چون او نسبتبه فرزندان من همانند خودم مهربان است، و مردان نیز ناچارند همسری از زنان داشته باشند.و از جمله عرض کرد: وصیت دیگر من آن است که احدی از این مردم که به من ستم کرده و حق مرا گرفتند در تشییع جنازه من و دیگر مراسم آن حاضر نشوند زیرا اینان دشمن من و دشمن رسول خدا هستند، و مبادا بگذاری یکی از آنها و یا پیروان آنها بر جنازهام نماز بگذارند...مرا شب هنگام در آن وقتی که دیدهها همگی خواب رفتهاند دفن کن (12) ؟ و در نقلی هم آمده که فاطمه (ع) وصایای خود را در رقعهای نوشته و زیر سرش نهاده بود و چون از دنیا رفت، علی (ع) آن رقعه را بیرون آورد و جملات زیر را در آن مشاهده کرد:«بسم الله الرحمن الرحیم، هذا ما اوصتبه فاطمة بنت رسول الله، اوصت و هی تشهد ان لا اله الا الله، و ان محمدا عبده و رسوله، و ان الجنة حق و النار حق، و ان الساعة آتیة لا ریب فیها، و ان الله یبعث من فی القبور.«یا علی انا فاطمة بنت محمد زوجنی الله منک لاکون لک فی الدنیا و الآخرة، انت اولی بی من غیری، حنطنی و غسلنی و کفنی باللیل، و صل علی و ادفنی باللیل و لا تعلم احدا، و استودعک الله و اقرء علی ولدی السلام الی یوم القیامة» (13).[به نام خدای بخشاینده و مهربان، این است آنچه دختر رسول خدا بدان وصیت میکند، و این وصیت را در حالی میکند که گواهی میدهد معبودی جز خدای یکتا نیست، و گواهی میدهد محمد بنده و رسول اوست، و گواهی میدهد که بهشتحق است، و جهنم حق است، و قیامتخواهد آمد و هیچ گونه شکی در آن نیست، و گواهی میدهد که خدای تعالی هر کس را که در گورهاست مبعوث و زنده خواهد کرد. ای علی منم فاطمه دختر محمد که خدای تعالی مرا به ازدواج تو در آورد تا در دنیا و آخرت از آن تو باشم، و تو در انجام کارهای من سزاوارتر از دیگران هستی! کار حنوط و غسل و کفن مرا در شب انجام ده، و بر من نماز بخوان و شبانه مرا دفن کن، و کسی را خبر نکن، تو را به خدا میسپارم، و بر فرزندان خود تا روز قیامتسلام میرسانم (14)! ] در نقلی که از مجالس مفید و امالی شیخ رحمة الله علیهما آمده در حدیثی از امام حسین روایتشده چنین است که چون فاطمه دختر رسول خدا (ص) بیمار شد به علی وصیت کرد که وضع حال او را پنهان دارد، و حتی از بیماری او کسی را با خبر نکند، و علی (ع) نیز این کار را کرد، و خودش شخصا پرستاری فاطمه (ع) را به عهده گرفت، و احیانا اسماء بنت عمیس نیز او را کمک میداد، آن هم به طور پنهانی، و چون هنگام وفات و رحلت او شد به علی (ع) وصیت کرد کارهای پس از مرگ او را خود انجام دهد، و شبانه او را دفن کند و جای قبر او را نیز پنهان و مخفی کند که اثری از قبر او معلوم نباشد (15).
بر حاشیه ی برگـــــــــــ شــــقایق بنویسید
گـــــــــــل تاب فـشار در و دیــــــــوار نـدارد
ای بپا کننده ی آتش بر در خانه ی فاطمه علیهالسلام؛ آهسته تر فریاد بزن! می دانی پشت این در چه کسی آمده است؟!جمعیتی که همراه آورده ای باعث وحشت بانویی می شود که محسن علیه السلام همراه اوست! به همراهانت بگو ساکت باشند که ناموس خدا درخانه است و عزیزان پیغمبر کنار اویند!!!!!!هیزم آورده اید! اینجا کجاست؟ چرا آنها را کنار دیوار خانه می چینید؟سکوت علی علیه السلام اینچنین غضب شما را بر افروخته است! شعله های سوزان قلب سوخته ی علی و زهرا علیهمالسلام - که در این خانه اند - برای گدازشان کم بود، که از بیرون نیز آتش می افروزید؟! . . . نکند این فاطمه علیهالسلام است که پشت در امده؟آه خدای من،محسن همره اوست!!!!خداکند فاطمه علیهاسلام نباشد.کاش صدایش را از پشت در بلند کند تا مهاجمان مراعات کنند،و حرمت ناوش و حرمت بانوی باردار و حرمت فرزند او را در نظر بگیرند.اگر بدانند چه کسی پشت در آمده حتماًباز می گردند!!!!! . . . و صدایشان را پایین می آورند!! . . .
و آتش را خاموش می کند!!!
از جمله کرامات فاطمه (ع) که محدثین شیعه و اهل سنت روایت کردهاند این است که وی از مرگ خود خبر داد و روز و وقت آن را تعیین کرد چنانکه در روایات پیش از این نیز گذشت و در حدیثی است که
وقتی به علی (ع) گفت: هنگام مرگ من رسیده! علی (ع) فرمود: ای دختر پیغمبر با اینکه وحی از ما قطع شده این خبر را از کجا دانستی؟فاطمه پاسخ داد، هم اکنون خواب مختصری مرا فرا گرفت و رسول خدا (ص) را دیدم که به من فرمود: امشب نزد ما خواهی بود و من میدانم که او راست گفته و امروز روز آخر عمر من است. (11)و در روایتی است که پس از آن به علی (ع) گفت: چیزهایی در دل دارم که میخواهم آنها را به تو وصیت کنم!علی (ع) فرمود: ای دختر رسول خدا هر چه میخواهی بگو!در این وقت علی (ع) کسانی را که در اتاق بودند بیرون کرد و نزدیک سر فاطمه (ع) نشست، آن گاه فاطمه به سخن آمده گفت:ای پسر عمو هیچ گاه مرا دروغگو و خیانتکار ندیدی، و از وقتی با تو معاشرت داشتهام نافرمانی تو را نکردهام!علی (ع) در پاسخ او فرمود:«معاذ الله انت اعلم بالله و ابر و اتقی و اکرم و اشد خوفا من الله من ان اوبخک بمخالفتی، قد عز علی مفارقتک و تفقدک الا انه امر لا بد منه...»[پناه بر خدا! تو داناتر و نیکوکارتر و پرهیزکارتر و بزرگوارتر و نسبتبه خدای تعالی بیمناکتر از آنی که من بخواهم تو را در مورد مخالفت و نافرمانی خود سرزنش کنم، و براستی مفارقت و دوری تو بر من بسیار ناگوار است جز آنکه چارهای از آن نیست...]آن گاه سخنان خود را ادامه داده فرمود:به خدا مصیبت رحلت رسول خدا (ص) را برای من تجدید کردی و مرگ و فقدان تو بر من بسیار بزرگ است.«فانا لله و انا الیه راجعون» !آه! که چه مصیبت دردناک و جانسوز و غم انگیزی است! مصیبتی که به خدا سوگند جبران پذیر نخواهد بود!دنباله حدیث این گونه است که در اینجا هر دو گریان شده و لختی گریستند آن گاه علی (ع) سر فاطمه را برداشته به سینه چسبانید و بدو فرمود: هر وصیتی داری بنما که من آن را انجام خواهم داد.فاطمه عرض کرد: خدایت پاداش نیک دهد ای پسر عموی رسول خدا، نخستین وصیت من آن است که پس از من «امامه» دختر خواهرم را به ازدواج خویش در آوری چون او نسبتبه فرزندان من همانند خودم مهربان است، و مردان نیز ناچارند همسری از زنان داشته باشند.و از جمله عرض کرد: وصیت دیگر من آن است که احدی از این مردم که به من ستم کرده و حق مرا گرفتند در تشییع جنازه من و دیگر مراسم آن حاضر نشوند زیرا اینان دشمن من و دشمن رسول خدا هستند، و مبادا بگذاری یکی از آنها و یا پیروان آنها بر جنازهام نماز بگذارند...مرا شب هنگام در آن وقتی که دیدهها همگی خواب رفتهاند دفن کن (12) ؟
و در نقلی هم آمده که فاطمه (ع) وصایای خود را در رقعهای نوشته و زیر سرش نهاده بود و چون از دنیا رفت، علی (ع) آن رقعه را بیرون آورد و جملات زیر را در آن مشاهده کرد:«بسم الله الرحمن الرحیم، هذا ما اوصتبه فاطمة بنت رسول الله، اوصت و هی تشهد ان لا اله الا الله، و ان محمدا عبده و رسوله، و ان الجنة حق و النار حق، و ان الساعة آتیة لا ریب فیها، و ان الله یبعث من فی القبور.«یا علی انا فاطمة بنت محمد زوجنی الله منک لاکون لک فی الدنیا و الآخرة، انت اولی بی من غیری، حنطنی و غسلنی و کفنی باللیل، و صل علی و ادفنی باللیل و لا تعلم احدا، و استودعک الله و اقرء علی ولدی السلام الی یوم القیامة» (13).[به نام خدای بخشاینده و مهربان، این است آنچه دختر رسول خدا بدان وصیت میکند، و این وصیت را در حالی میکند که گواهی میدهد معبودی جز خدای یکتا نیست، و گواهی میدهد محمد بنده و رسول اوست، و گواهی میدهد که بهشتحق است، و جهنم حق است، و قیامتخواهد آمد و هیچ گونه شکی در آن نیست، و گواهی میدهد که خدای تعالی هر کس را که در گورهاست مبعوث و زنده خواهد کرد.
ای علی منم فاطمه دختر محمد که خدای تعالی مرا به ازدواج تو در آورد تا در دنیا و آخرت از آن تو باشم، و تو در انجام کارهای من سزاوارتر از دیگران هستی!
کار حنوط و غسل و کفن مرا در شب انجام ده، و بر من نماز بخوان و شبانه مرا دفن کن، و کسی را خبر نکن، تو را به خدا میسپارم، و بر فرزندان خود تا روز قیامتسلام میرسانم (14)! ] در نقلی که از مجالس مفید و امالی شیخ رحمة الله علیهما آمده در حدیثی از امام حسین روایتشده چنین است که چون فاطمه دختر رسول خدا (ص) بیمار شد به علی وصیت کرد که وضع حال او را پنهان دارد، و حتی از بیماری او کسی را با خبر نکند، و علی (ع) نیز این کار را کرد، و خودش شخصا پرستاری فاطمه (ع) را به عهده گرفت، و احیانا اسماء بنت عمیس نیز او را کمک میداد، آن هم به طور پنهانی، و چون هنگام وفات و رحلت او شد به علی (ع) وصیت کرد کارهای پس از مرگ او را خود انجام دهد، و شبانه او را دفن کند و جای قبر او را نیز پنهان و مخفی کند که اثری از قبر او معلوم نباشد (15).
|لينك مطلب| نوشته شده در 87/02/30 ساعت 17:2 توسط شهید ماشاالله قلی زاده-کربلای5,شلمچه-- |