درباره وبلاگ آقا جون یعنی میشه منم یه روز ببینمت؟ منو اصلي صفحه نخست پست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازي ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه مند يها نوشته هاي پيشين هفته چهارم مهر 1388هفته سوم اردیبهشت 1388هفته چهارم فروردین 1388هفته سوم اسفند 1387هفته دوم بهمن 1387هفته چهارم آبان 1387هفته چهارم مرداد 1387هفته سوم مرداد 1387هفته چهارم تیر 1387هفته چهارم اردیبهشت 1387هفته سوم اردیبهشت 1387هفته سوم فروردین 1387هفته چهارم دی 1386هفته دوم دی 1386هفته اوّل آذر 1386هفته اوّل آبان 1386هفته سوم مهر 1386هفته دوم مهر 1386هفته اوّل مهر 1386هفته چهارم شهریور 1386هفته سوم شهریور 1386هفته چهارم مرداد 1386هفته سوم مرداد 1386هفته دوم مرداد 1386 آرشيو موضوعي یا فاطمه تبریک راز دل... یاد یاران سفر کرده به خیر عجب دنیایی... واقعا آب حیات کجاست؟ چند خطی برای امام زمانم تسلیت گفته ها و نشنیده ها من کیم؟ محبوب کیه؟ من به تنهايی خود می مانم روز مادر گرامی باد پوزش می خواهم مادران شهدا خوشا به حالتون به نظر شما یه جوون خوب کیه؟ و اما بم ، هنوزدرحزن واندوه زنده است... پيوندها .:: قالب ساز ::. .:: اخرالزمان ومهدويت ::. سایت ایران دل عشق است شهادت سبکبالان خرامیدند و رفتند... بروبچه های باحال جهادی دانشگاه يزد ابوالفضل جون موعود امام مهدی (عج) سایت هواشناسی پخش مستقیم از حرم امام حسین(ع) دانلود نرم افزار دانلود مداحی ، مناجات،مرثیه،سخنرانی مطالب پزشکی سایت لینکستان: دانلود نرم افزار... کانون قرآن و عترت دانشگاه یزد دانلود مولودی،نوحه... لبیک یا حسین مظلوم(ع) سلام علي آل ياسين ميثاقنامههاي آسماني را زير پا نگذاريم امروزه وكيل منتظر اللهم عجل لولیک الفرج منتظران آسمان خاكي گروه منتظران مهدي(عج)دانشگاه يزد شقایق کویر زرند امکانات وبلاگ وبلاگ نابینایان... نشریه زیگزاگ برای وبلاگ نویسان لوگوي دوستان آمار با معرفت ها افراد آنلاين: تعداد بازديدها: امکانات . «دلهاتان را از دنیا بیرون کنید، پیش از آنکه بدن های شما را از آن بیرون ببرند. » مرگ آگاهی نفس های انسان گام هایی است که به سوی مرگ برمی دارد. حضرت علی (ع) سخنانی از این دست که مالامال از مرگ آگاهی باشد بسیار دارند. مرگ آگاهی کیفیت حضور مردان خدا را در دنیا بیان می دارد. تا آنجا که هر که مقرب تر است مرگ آگاه تر است. و بر این قیاس باید چنین گفت که حضور علی علیه السلام در عالم ،عین مر گ آگاهی است. مر گ آگاهی یعنی که انسان همواره نسبت به این معنا که مرگی محتوم را پیش رو دارد آگاه باشد و با این آگاهی زیست کند و هرگز از آن غفلت نیابد. مردمان این روزگار سخت از مرگ می ترسند و بنابراین شنیدن این سخنان برایشان دشوار است. اما حقیقت آن است که زندگ انسان با مرگ در آمیخته است و بقایش با فنا. پیش از ما میلیاردها نفر بر روی این کره ی خاکی زیسته اند و پس از ما نیز. اگر مولا علی علیه السلام می فرماید: « والله ابن ابی طالب با مرگ انسی آن چنان دارد که طفلی به پستان مادرش.» این انس که مولای ما از آن سخن میگوید چیزی فراتر از مرگ آگاهی است؛ طلب مرگ است. طلب مرگ نه همچون پایانی بر زندگی. مرگ پایان زندگی نیست. مرگ آغاز حیاتی دیگر است؛ حیاتی که دیگر با فنا و مرگ در آمیخته نیست. حیاتی بی مرگ و مطلق. زندگی این عالم در میان دو عدم معنا می گیرد؛ عالم پس از مرگ همان عالم پیش از تولد است و انسان در بین این دو عدم فرصت زیستن دارد. زندگی دنیا با مرگ در آمیخته است؛ روشنایی هایش با تاریکی، شادی هایش با رنج، خنده هایش با گریه، پیروزی هایش با شکست، زیبایی هایش با زشتی، جوانی اش با پیری و بالاخره وجودش با عدم.حقیقت این عالم فنا است و انسان را نه برای فنا، که برای بقا آفریده اند: « خلقتم للبقا لا للفناء واسمعو دعوة الموت آذانکم قبل ان یدعی بکم»؛ دعوت مرگ را به گوش گیرید، پیش از آنکه مرگ شما را فرا خواند. و همه ی این سخنان از سر مرگ آکاهی است و راستش، لذت زندگی مرگ اگاهانه را جز اولیای خدا کس نمی داند؛ این لذتی نیست که به هر کس عطا کنند. تنگ نظری است اگر به مقتضای تفکر رایج به این سخن پشت کنیم و بگوییم : « تا کجا از مرگ می گویید؟ کمی هم در وصف زندگی بسرایید! دل بستن در دنیا دل بستن در فناست و مرگ بر ما سایه افکنده است. این علی است که چنین می فرماید. همانکه راه های آسمان را بهتر از راه های زمین میشناسد. سخنان او سروده هایی شاد و مفرح در وصف زندگی است. آن زندگی که با زهر فنا و مرگ در نیامیخته است. منتهی غفلت زدگان بیشتر می پسندند که با غفلت از مرگ، به سراب شادی های آمیخته با غصه دل خوش کنند. بگذار چنین باشد. اما اگر اولیای خدا در جستجوی فنای فی الله هستند، بقای حقیقی را طلب کرده اند. بودنی را که از دسترس مرگ و فنا و رنج و غصه و شکست دور باشد. به سخن علی علیه السلام گوش بسپاریم: «دلهاتان را از دنیا بیرون کنید، پیش از آنکه بدن های شما را از آن بیرون ببرند. » از مقاله های شهید آوینی /*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/***/*/ اهل طنز هستی یا نه؟ قبل از ازدواج پسر :بله،بالاخره وقتش شد . منتظر بودن خیلی سخته دختر : مي خواي من برم ؟ پسر : نه. حتي فكرش روهم نكن دختر : دوستم داري ؟ پسر : البته ! دختر : تا حالا به من خيانت كردي ؟ پسر : نه ! چرا حتي يك همچين حرفي را مي زني ؟ دختر : هرچی بخوام برام می خری ؟ پسر: بله دختر: منو كتك مي زني ؟ پسر:امكان نداره ! به قیافه من مياد همچين آدمي باشم دختر: مي تونم بهت اعتماد كنم؟ پسر: بله حالا بعد از ازدواج مي توانيد همين گفتگو را از پايين به بالا بخوانيد |لينك مطلب| نوشته شده در 86/06/15 ساعت 6:13 توسط شهید ماشاالله قلی زاده-کربلای5,شلمچه-- | این هم یکی از مقاله های شهید آوینی کدام عرفان ؟ خوش بود گــر محک تجربه آید به میـان تا سیه روی شود هر که در او غش باشد برای عرفان حقیقی که اولیای حق هستند، و اصحاب هدایت یافته آنان، بسیار غریب است که در این روزگار لفظ «عرفان» و صفت«عرفانی»، نه تنها بدون تناسب با معانی حقیقی آنها استعمال می شوند، که اصلاً اطلاق این الفاظ اصطلاحاً بر اموری است که صراحتاً با کفر و بی دینی و الحاد ملازمند. به راستی در میان این جماعت کسی نیست که حتی معنای عرفان را در فرهنگ لغات دیده باشد؟… و یا آنکه این جماعت از شدت عرفان (!) به معنای بلندی دست یافته اند که عقل عرفای حقیقی بدان نمی رسد؟ ادامه ی مطلب را در قسمت ادامه مطلب بخوانید ادامه مطلب |لينك مطلب| نوشته شده در 86/06/15 ساعت 6:11 توسط شهید ماشاالله قلی زاده-کربلای5,شلمچه-- |
درباره وبلاگ
آقا جون یعنی میشه منم یه روز ببینمت؟
منو اصلي
صفحه نخست
آرشيو موضوعي
یا فاطمه تبریک راز دل... یاد یاران سفر کرده به خیر عجب دنیایی... واقعا آب حیات کجاست؟ چند خطی برای امام زمانم تسلیت گفته ها و نشنیده ها من کیم؟ محبوب کیه؟ من به تنهايی خود می مانم روز مادر گرامی باد پوزش می خواهم مادران شهدا خوشا به حالتون به نظر شما یه جوون خوب کیه؟ و اما بم ، هنوزدرحزن واندوه زنده است...
پيوندها
.:: قالب ساز ::.
.:: اخرالزمان ومهدويت ::.
سایت ایران دل عشق است شهادت سبکبالان خرامیدند و رفتند... بروبچه های باحال جهادی دانشگاه يزد ابوالفضل جون موعود امام مهدی (عج) سایت هواشناسی پخش مستقیم از حرم امام حسین(ع) دانلود نرم افزار دانلود مداحی ، مناجات،مرثیه،سخنرانی مطالب پزشکی سایت لینکستان: دانلود نرم افزار... کانون قرآن و عترت دانشگاه یزد دانلود مولودی،نوحه... لبیک یا حسین مظلوم(ع) سلام علي آل ياسين ميثاقنامههاي آسماني را زير پا نگذاريم امروزه وكيل منتظر اللهم عجل لولیک الفرج منتظران آسمان خاكي گروه منتظران مهدي(عج)دانشگاه يزد شقایق کویر زرند امکانات وبلاگ وبلاگ نابینایان... نشریه زیگزاگ برای وبلاگ نویسان
لوگوي دوستان
آمار با معرفت ها
افراد آنلاين: تعداد بازديدها:
امکانات
مرگ آگاهی نفس های انسان گام هایی است که به سوی مرگ برمی دارد. حضرت علی (ع) سخنانی از این دست که مالامال از مرگ آگاهی باشد بسیار دارند. مرگ آگاهی کیفیت حضور مردان خدا را در دنیا بیان می دارد. تا آنجا که هر که مقرب تر است مرگ آگاه تر است. و بر این قیاس باید چنین گفت که حضور علی علیه السلام در عالم ،عین مر گ آگاهی است. مر گ آگاهی یعنی که انسان همواره نسبت به این معنا که مرگی محتوم را پیش رو دارد آگاه باشد و با این آگاهی زیست کند و هرگز از آن غفلت نیابد. مردمان این روزگار سخت از مرگ می ترسند و بنابراین شنیدن این سخنان برایشان دشوار است. اما حقیقت آن است که زندگ انسان با مرگ در آمیخته است و بقایش با فنا. پیش از ما میلیاردها نفر بر روی این کره ی خاکی زیسته اند و پس از ما نیز. اگر مولا علی علیه السلام می فرماید: « والله ابن ابی طالب با مرگ انسی آن چنان دارد که طفلی به پستان مادرش.» این انس که مولای ما از آن سخن میگوید چیزی فراتر از مرگ آگاهی است؛ طلب مرگ است. طلب مرگ نه همچون پایانی بر زندگی. مرگ پایان زندگی نیست. مرگ آغاز حیاتی دیگر است؛ حیاتی که دیگر با فنا و مرگ در آمیخته نیست. حیاتی بی مرگ و مطلق. زندگی این عالم در میان دو عدم معنا می گیرد؛ عالم پس از مرگ همان عالم پیش از تولد است و انسان در بین این دو عدم فرصت زیستن دارد. زندگی دنیا با مرگ در آمیخته است؛ روشنایی هایش با تاریکی، شادی هایش با رنج، خنده هایش با گریه، پیروزی هایش با شکست، زیبایی هایش با زشتی، جوانی اش با پیری و بالاخره وجودش با عدم.حقیقت این عالم فنا است و انسان را نه برای فنا، که برای بقا آفریده اند: « خلقتم للبقا لا للفناء واسمعو دعوة الموت آذانکم قبل ان یدعی بکم»؛ دعوت مرگ را به گوش گیرید، پیش از آنکه مرگ شما را فرا خواند. و همه ی این سخنان از سر مرگ آکاهی است و راستش، لذت زندگی مرگ اگاهانه را جز اولیای خدا کس نمی داند؛ این لذتی نیست که به هر کس عطا کنند. تنگ نظری است اگر به مقتضای تفکر رایج به این سخن پشت کنیم و بگوییم : « تا کجا از مرگ می گویید؟ کمی هم در وصف زندگی بسرایید! دل بستن در دنیا دل بستن در فناست و مرگ بر ما سایه افکنده است. این علی است که چنین می فرماید. همانکه راه های آسمان را بهتر از راه های زمین میشناسد. سخنان او سروده هایی شاد و مفرح در وصف زندگی است. آن زندگی که با زهر فنا و مرگ در نیامیخته است. منتهی غفلت زدگان بیشتر می پسندند که با غفلت از مرگ، به سراب شادی های آمیخته با غصه دل خوش کنند. بگذار چنین باشد. اما اگر اولیای خدا در جستجوی فنای فی الله هستند، بقای حقیقی را طلب کرده اند. بودنی را که از دسترس مرگ و فنا و رنج و غصه و شکست دور باشد. به سخن علی علیه السلام گوش بسپاریم: «دلهاتان را از دنیا بیرون کنید، پیش از آنکه بدن های شما را از آن بیرون ببرند. » از مقاله های شهید آوینی /*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/***/*/ اهل طنز هستی یا نه؟ قبل از ازدواج پسر :بله،بالاخره وقتش شد . منتظر بودن خیلی سخته دختر : مي خواي من برم ؟ پسر : نه. حتي فكرش روهم نكن دختر : دوستم داري ؟ پسر : البته ! دختر : تا حالا به من خيانت كردي ؟ پسر : نه ! چرا حتي يك همچين حرفي را مي زني ؟ دختر : هرچی بخوام برام می خری ؟ پسر: بله دختر: منو كتك مي زني ؟ پسر:امكان نداره ! به قیافه من مياد همچين آدمي باشم دختر: مي تونم بهت اعتماد كنم؟ پسر: بله حالا بعد از ازدواج مي توانيد همين گفتگو را از پايين به بالا بخوانيد
نفس های انسان گام هایی است که به سوی مرگ برمی دارد. حضرت علی (ع) سخنانی از این دست که مالامال از مرگ آگاهی باشد بسیار دارند. مرگ آگاهی کیفیت حضور مردان خدا را در دنیا بیان می دارد. تا آنجا که هر که مقرب تر است مرگ آگاه تر است. و بر این قیاس باید چنین گفت که حضور علی علیه السلام در عالم ،عین مر گ آگاهی است. مر گ آگاهی یعنی که انسان همواره نسبت به این معنا که مرگی محتوم را پیش رو دارد آگاه باشد و با این آگاهی زیست کند و هرگز از آن غفلت نیابد.
مردمان این روزگار سخت از مرگ می ترسند و بنابراین شنیدن این سخنان برایشان دشوار است. اما حقیقت آن است که زندگ انسان با مرگ در آمیخته است و بقایش با فنا. پیش از ما میلیاردها نفر بر روی این کره ی خاکی زیسته اند و پس از ما نیز. اگر مولا علی علیه السلام می فرماید: « والله ابن ابی طالب با مرگ انسی آن چنان دارد که طفلی به پستان مادرش.» این انس که مولای ما از آن سخن میگوید چیزی فراتر از مرگ آگاهی است؛ طلب مرگ است. طلب مرگ نه همچون پایانی بر زندگی. مرگ پایان زندگی نیست. مرگ آغاز حیاتی دیگر است؛ حیاتی که دیگر با فنا و مرگ در آمیخته نیست. حیاتی بی مرگ و مطلق. زندگی این عالم در میان دو عدم معنا می گیرد؛ عالم پس از مرگ همان عالم پیش از تولد است و انسان در بین این دو عدم فرصت زیستن دارد. زندگی دنیا با مرگ در آمیخته است؛ روشنایی هایش با تاریکی، شادی هایش با رنج، خنده هایش با گریه، پیروزی هایش با شکست، زیبایی هایش با زشتی، جوانی اش با پیری و بالاخره وجودش با عدم.حقیقت این عالم فنا است و انسان را نه برای فنا، که برای بقا آفریده اند: « خلقتم للبقا لا للفناء واسمعو دعوة الموت آذانکم قبل ان یدعی بکم»؛ دعوت مرگ را به گوش گیرید، پیش از آنکه مرگ شما را فرا خواند.
و همه ی این سخنان از سر مرگ آکاهی است و راستش، لذت زندگی مرگ اگاهانه را جز اولیای خدا کس نمی داند؛ این لذتی نیست که به هر کس عطا کنند. تنگ نظری است اگر به مقتضای تفکر رایج به این سخن پشت کنیم و بگوییم : « تا کجا از مرگ می گویید؟ کمی هم در وصف زندگی بسرایید! دل بستن در دنیا دل بستن در فناست و مرگ بر ما سایه افکنده است. این علی است که چنین می فرماید. همانکه راه های آسمان را بهتر از راه های زمین میشناسد. سخنان او سروده هایی شاد و مفرح در وصف زندگی است. آن زندگی که با زهر فنا و مرگ در نیامیخته است. منتهی غفلت زدگان بیشتر می پسندند که با غفلت از مرگ، به سراب شادی های آمیخته با غصه دل خوش کنند. بگذار چنین باشد. اما اگر اولیای خدا در جستجوی فنای فی الله هستند، بقای حقیقی را طلب کرده اند. بودنی را که از دسترس مرگ و فنا و رنج و غصه و شکست دور باشد.
به سخن علی علیه السلام گوش بسپاریم: «دلهاتان را از دنیا بیرون کنید، پیش از آنکه بدن های شما را از آن بیرون ببرند. »
از مقاله های شهید آوینی
/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/***/*/
اهل طنز هستی یا نه؟
قبل از ازدواج
پسر :بله،بالاخره وقتش شد . منتظر بودن خیلی سخته
دختر : مي خواي من برم ؟
پسر : نه. حتي فكرش روهم نكن
دختر : دوستم داري ؟
پسر : البته !
دختر : تا حالا به من خيانت كردي ؟
پسر : نه ! چرا حتي يك همچين حرفي را مي زني ؟
دختر : هرچی بخوام برام می خری ؟
پسر: بله
دختر: منو كتك مي زني ؟
پسر:امكان نداره ! به قیافه من مياد همچين آدمي باشم
دختر: مي تونم بهت اعتماد كنم؟
حالا بعد از ازدواج
مي توانيد همين گفتگو را از پايين به بالا بخوانيد
|لينك مطلب| نوشته شده در 86/06/15 ساعت 6:13 توسط شهید ماشاالله قلی زاده-کربلای5,شلمچه-- |
کدام عرفان ؟ خوش بود گــر محک تجربه آید به میـان تا سیه روی شود هر که در او غش باشد برای عرفان حقیقی که اولیای حق هستند، و اصحاب هدایت یافته آنان، بسیار غریب است که در این روزگار لفظ «عرفان» و صفت«عرفانی»، نه تنها بدون تناسب با معانی حقیقی آنها استعمال می شوند، که اصلاً اطلاق این الفاظ اصطلاحاً بر اموری است که صراحتاً با کفر و بی دینی و الحاد ملازمند. به راستی در میان این جماعت کسی نیست که حتی معنای عرفان را در فرهنگ لغات دیده باشد؟… و یا آنکه این جماعت از شدت عرفان (!) به معنای بلندی دست یافته اند که عقل عرفای حقیقی بدان نمی رسد؟ ادامه ی مطلب را در قسمت ادامه مطلب بخوانید ادامه مطلب
خوش بود گــر محک تجربه آید به میـان تا سیه روی شود هر که در او غش باشد
برای عرفان حقیقی که اولیای حق هستند، و اصحاب هدایت یافته آنان، بسیار غریب است که در این روزگار لفظ «عرفان» و صفت«عرفانی»، نه تنها بدون تناسب با معانی حقیقی آنها استعمال می شوند، که اصلاً اطلاق این الفاظ اصطلاحاً بر اموری است که صراحتاً با کفر و بی دینی و الحاد ملازمند. به راستی در میان این جماعت کسی نیست که حتی معنای عرفان را در فرهنگ لغات دیده باشد؟… و یا آنکه این جماعت از شدت عرفان (!) به معنای بلندی دست یافته اند که عقل عرفای حقیقی بدان نمی رسد؟ ادامه ی مطلب را در قسمت ادامه مطلب بخوانید
|لينك مطلب| نوشته شده در 86/06/15 ساعت 6:11 توسط شهید ماشاالله قلی زاده-کربلای5,شلمچه-- |